در نظام آموزشي ژاپن نکات جالبي ديده ميشود که شايد براي شما هم جالب باشد .

اگر در اين وبلاگ نسبت به مسايل آموزشي از كشوري خاص نام برده مي شود، هدف الگو برداري محض نيست. بلكه دست اندركاران مسايل مديريتي خصوصاً دانشجويان اين رشته در كشور ما مي توانند با مطالعه صحيح اين روشها با فرهنگ قالب ايراني در جهت رشد كيفي و كمي مسايل مديريتي خصوصاً‌ در زمينه آموزشي خدمات ارزنده اي انجام دهند. ژاپن نمونه از اين كشور ها است كه پيشرفت آن در مسائل مديريتي بر كسي پوشيده نيست. لذا وبلاگ انديشيدن سعي نموده در مقالاتي چند به نمونه اي از اين روشها اشاره كند.

اولين نکته اي که جلب توجه مي کند علاقه بسيار زياد مربي ها به شغل خود وبه کودکان مي باشد. مسلما از هر مربي که در کار خود ابتکاري جالب به خرج بدهد به خوبي استقبال مي شود. به طور کلي گفته مي شود که در اين مراکز آموزش وجود ندارد. اين در واقع به مفهوم آموزش اجباري مي باشد چرا که در ژاپن معتقدند که "شغل کودکان بازي مي باشد" ولي اين واقعيت وجود دارد که تمام حرکات مربيان درسي براي کودکان مي باشد. از طرفي مربي ها با ابتکارهاي بسيار جالب خود به کودکان آموزش هاي فوق العاده اي مي دهند. حتي به کودکان يک ساله هم روش استفاده از وسايل به نسبت خطرناکي همچون قيچي براي برش کاغذ يا استفاده از سوزن براي ساخت کاردستي آموزش داده مي شود. و يا براي آموزش حس مسئوليت شناسي، بچه ها موظف هستند بعد از بازي وسايل خود را جمع آوري و در تميز و مرتب کردن کلاس همکاري کنند.


انجام کارهاي دسته جمعي و حتي اجراي چند برنامه توسط خود کودکان در سال يکي از ارزنده ترين آموزش ها در اين مراکز مي باشد. براي مثال اجراي شعر يا نمايش هاي گروهي يکي از اين موارد مي باشد حتي کودکان يک ساله که قادر به صحبت کردن نمي باشند هم در اين برنامه ها شرکت داده مي شوند و بطور کلي در يک روز مشخص از والدين دعوت مي شود که از اجراي برنامه کودکان خود ديدن کنند.

در ژاپن يکي از نکاتي که خيلي به چشم مي خورد اهميت "ما" بودن به جاي "من" بودن مي باشد، چون از کودکي به آنها مفهوم "ما بودن" در مسائل مختلف آموزش داده مي شود. مثلا در يکي از اين برنامه هاي گروهي که اجراي برنامه ها و مسابقات ورزشي مي باشد، تمام کودکان هر کلاس را به دو گروه سفيد و قرمز تقسيم مي کنند و بچه ها سعي مي کنند که بجاي برنده شدن براي خود، براي گروه کوشش کنند و در پايان هم گروه مطرح است نه افراد به طور انفرادي.

يکي از جالبترين نکات در تمام مهدکودک ها يا کودکستان ها برنامه هفتگي کتابخانه است که هر کودکي ياد مي گيرد هر هفته يک کتاب از کتابخانه گرفته و در تاريخ مشخص آن را به کتابخانه تحويل دهد. اين به کودکان مي آموزد که از اوان کودکي با کتاب انس بگيرند.

يکي ديگر از مسائل قابل توجه در سيستم آموزش ژاپن، تا دانشگاه، تعيين يک روز در هر ترم براي شرکت والدين در کلاس هاي درس فرزندانشان و ديدن آن کلاس ها به طور زنده است. که پس از اتمام آن جلسه، مربي ها يا معلمين با والدين کودک راجع به فرزندشان صحبت مي کنند و به اين ترتيب ارتباط نزديک و مستقيم بين خانه و مهدکودک يا کودکستان و يا مدارس ايجاد مي شود.در رابطه با مسائل بهداشتي، در هر مهدکودک يک پرستار وجود دارد که وظايف بهداشتي کودکان، تدوين گزارشات بهداشتي راجع به بيماري هاي اخير منتشر شده در مهدکودک يا در جامعه، نکات بهداشتي قابل توجه بخصوص در مورد کودکان، اندازه گيري قد و وزن کودکان در هر ماه و ثبت آن در مهد کودک و در نهايت هر کاري که مربوط به مسائل بهداشتي است جزو وظايف وي محسوب مي شود.يک نکته ديگر، در مهدکودک ها يا مدارس ژاپن کودکان به محض ورود کفش هاي خود را عوض مي کنند و کفش هاي مخصوص داخل کلاس را مي پوشند. اين قانون شامل حال هرکسي مي شود که بخواهد از محيط بيرون به داخل بيايد. به اين ترتيب کف کلاس ها يا راهروهاي داخل مهد بسيار تميز تر از کف زمين در بيرون مي باشد.یکی دیگر از مسائل بهداشتی، از یک سالگی به بعد هر کلاس دارای یک سری توالت های کوچک برای بچه ها است که به آنها کمک شود تا خودشان به تنهایی بتوانند به دستشویی بروند.در پایان می توان گفت که برخورد مربی ها با کودکان بگونه ای می باشد که هر روز کودکان با ذوق و شوق راهی این مراکز می شوند و حتی گاه ازتعطیل بودن مهدکودک در یکشنبه ها شاکی هستند!

توصیف آموزش در آمریکا و ژاپن


مقاله حاضر سعي دارد تا با تبيين ويژگيهاي اصلي آموزش در آمريكا و ژاپن، آموزش را در دو فرهنگ متفاوت توصيف كند و از آن نيز فراتر رفته، تصويري از «فرهنگ آموزش» در غرب و شرق ترسيم نمايد. دكتر محمدرضا سركارآراني، عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي در اين مقاله آموزش را به مثابه يك فعاليت فرهنگي تجزيه و تحليل مي كند و پيچيدگي ها د ر اصلاحات آموزشي را ناشي ازفرهنگ آموزشي آن مي داند. از اين مدرس و پژوهشگر دانشگاههاي ايران و ژاپن، تاكنون كتاب هايي از جمله: اصلاحات آموزشي و مدل سازي، فرهنگ آموزش در ژاپن، شكاف آموزشي و... به چاپ رسيده است. آنچه در پي مي آيد رويكردي است نوين به مسايل آموزشي.

براي بيشتر مردم، شام خانوادگي رويدادي است كه هر روز اتفاق مي افتد و اغلب، بدون در نظر گرفتن همه جوانب پذيرفته شده اين رويداد، در آن شركت مي كنند. همه تقريباً به موقع سر ميز مي آيند و غذا مي خورند. ليست غذا توزيع نمي شود، بلكه غذا را به صورت سرو شده سر ميز مي آورند. سپس، غذا دست به دست مي شود و هر كس به هر اندازه اي كه ميل دارد، از آن در ظرف خود مي ريزد. معمولاً بزرگترها در اين كار به كوچكترها كمك مي كنند و افراد بدون در نظر داشتن موضوع خاصي به صحبت كردن مي پردازند. هر كس مي تواند نظر خود را بيان كند و كودكان و بزرگسالان به يك اندازه در بحث شركت مي جويند.

شام خانوادگي يك «فعاليت فرهنگي» است. فعاليت هاي فرهنگي در قالب سناريوهاي فرهنگي نشان داده مي شوند و دانش عمومي درباره رويدادي هستند كه در ذهن شركت كنندگان وجود دارد. اين سناريوها رفتار را هدايت مي كنند و همچنين به شركت كنندگان مي گويند كه چه انتظاراتي بايد داشته باشند. سناريوهاي ياد شده به صورتي بسيار گسترده در درون يك فرهنگ مورد استفاده قرار مي گيرند و بنابراين، به سختي مي توان آنها را رؤيت كرد. شام خانوادگي، فعاليت آشنايي است كه نشان دادن همه ويژگي هاي معمول آن غيرعادي و عجيب به نظر مي رسد. ما به ندرت درباره تفاوت ها و اختلاف آن با آنچه كه هست، فكر مي كنيم. به عبارت ديگر، اگر يكي از موارد عادي تغيير كند، مطمئناً متوجه آن خواهيم شد. براي مثال، اگر در يك شام خانوادگي ليست غذا ارائه گردد يا صورت حساب در پايان غذا آورده شود، ما را شگفت زده خواهد كرد.

سناريوهاي فرهنگي به طور ضمني از طريق مشاهده و مشاركت آموخته مي شوند، نه از راه مطالعه آگاهانه. اين ويژگي ، فعاليت هاي فرهنگي را از ساير فعاليت ها، متمايز مي كند، براي مثال، فعاليت يادگيري نحوه استفاده از كامپيوتر را در نظر بگيريد. براي بزرگسالان، يادگيري روش هاي استفاده از كامپيوتر معمولاً يك فعاليت فرهنگي نيست. ما استفاده از كامپيوتر را به وسيله تمرين آگاهانه مهارت هاي خود- با خواندن كتابچه هاي راهنما، يادداشت كردن، كمك گرفتن از متخصصان و مشاركت- ياد مي گيريم. استفاده از كامپيوتر مثال جالبي است؛ زيرا به سرعت به يك فعاليت فرهنگي تبديل مي شود. براي مثال، كودكان به طور طبيعي با جمع شدن دور برادر و خواهران بزرگتر خود آن را ياد مي گيرند ولي هنوز افرادي بر اين باورند كه اين امور ويژگي غير فرهنگي و آگاهانه دارند و فعاليت هايي عمدي اند.

پژوهشگران بسياري و از آن جمله استيگلر و هيبرت در دانشگاه كاليفرنيا بر اين باورند كه آموزش فعاليتي فرهنگي است. آموزش بيشتر شبيه شركت كردن در شام خانوادگي است تا يادگيري نحوه استفاده از كامپيوتر. از آنجا كه در مورد آ موزش به ندرت چنين تصوري وجود دارد، ممكن است تعجب آور باشد. بعضي از مردم آموزش را مهارتي فطري مي دانند كه فرد از هنگام تولد، آن را داراست. بعضي نيز بر اين باورند كه معلمان آموزش را با ثبت نام در دانشكده هايي كه برنامه هاي تربيت معلم دارند، فرا مي گيرند. به اعتقاد ما هيچ كدام از اين نظريه ها واقعيت را به طور كامل بيان نمي كند. آموزش نيز همچون ساير فعاليت هاي فرهنگي از طريق مشاركت غيررسمي در مدت زمان طولاني انجام مي پذيرد. آموزش چيزي است كه شخص با انس گرفتن با يك فرهنگ آن را دريافت مي كند، نه با مطالعه رسمي آن.

دكتر محمدرضا سركار آراني

ادامه نوشته

تعريفي كوتاه از جامعه شناسي


لازم ديده شد، براي ياد آوري دانشجويان گرامي و شايد ترغيب آن عزيزان براي مطالعه بيشتر پيرامون اين مقوله مهم در علوم انساني خصوصاً در روزگار جديد، تعريفي كوتاه از جامعه شناسي آورده شود تا پيش زمينه اي شود براي مطرح كردن مطالب تخصصي تر در اين وبلاگ.

جامعه‌شناسی يك ديدگاه است ، يعني شيوه تفكر ، نگريستن به جهان و پژوهش در باره آن . این رشته علمی به بررسی جوامع بشری، برهم‌کنش‌های آنها، و فرایندهایی که جوامع را در وضعیت جاری‌شان نگاه داشته یا تغییر می‌دهد می‌پردازد. این رشته علمی تلاش می‌کند به این هدف با تجزیه جامعه به بخش‌های تشکیل دهنده‌اش مانند انجمن‌ها، نهادها، گروه‌های هم‌جنس، هم‌نژاد، یا هم‌سن، و بررسی نحوه برهم‌کنش فعال این اجزاء با همدیگر بپردازد. علاوه بر اینها، این علم موضوعاتی مانند طبقه اجتماعی، قشربندی، جنبش اجتماعی، تغییرات اجتماعی و بی نظمی‌هایی مانند جرم، انحراف، و انقلاب را مورد تحقیق قرار می‌دهد.

از آنجایی که در مقایسه با بقیه حیوانات، انسان کمتر تحت تأثیر و کنترل غرایز می‌باشد، بخش زیادی از رفتارهای او توسط ساختارهای اجتماعی کنترل می‌شود. این موضوع ضرورت وجود ارگان‌های اجتماعی (از قبیل ارگانهای اقتصادی، مذهبی، آموزشی، سیاسی،...) جهت مشخص کردن رفتارها و تصمیمات انسانها را نشان می‌دهد. رشته جامعه‌شناسی به بررسی نحوه‌های تأثیر ارگان‌های اجتماعی بر رفتار انسانها، برهم‌کنش ارگان‌های اجتماعی مختلف با یکدیگر، تشکیل، فرسودگی و نابودی آنها می‌پردازد . از آنجایی که جامعه‌شناسی به رفتار ما به عنوان موجوداتی اجتماعی توجه دارد، زمینه پژوهش آن از واکاوی(تحلیل) تماس‌های کوتاه میان افراد ناشناس در خیابان گرفته تا بررسی روندهای اجتماعی جهانی، همه را دربر می‌گیرد. جامعه‌شناسی علم شناخت جامعه و همچنین ساختارها، روابط درون آن، نهادهای آن و واقعیت‌های اجتماعی است

جامعه شناسی را می توان به عنوان بررسی علمی زندگی گروهی انسانها تعریف کرد.جامعه شناسان در واقع می کوشند تا آنجا که ممکن است این نکته را به دقت و به گونه ای عینی توصیف و تبیین کنند که انسانها چرا و چگونه در گروهها با یکدیگر رابطه دارند.

یکی از اهداف عمده جامعه شناسی پیش بینی رفتار اجتماعی و نظارت بر آن است. این هدف در جامعه نوین بصورتهای گوناگونی تحقق می یابد. همچنین جامعه شناسی به تخفیف تعصبها و پیشداوریهایی که مانع انعطاف پذیری بیشتر انسانها در برخورد با موقعیتهای تازه می شوند، کمک می کنند.

سرانجام باید گفت که بررسی جامعه شناختی شیوه های نگرش و واکنش نوینی را در برخورد با سیمای پیوسته متغیر واقعیت اجتماعی، برایمان فراهم می آورد.

بنابراين براي همه ما كه مي خواهيم بدانيم كي هستيم مسائل جامعه شناسي بايد اهميت داشته باشد .