چگونه با انگیزه و هدفمند باشیم



احساس می كنید كه بی انگیزه شده اید، سؤالات زیادی وجود دارد كه می توانید از
خودتان بپرسید:
در گذشته چگونه در خود ایجاد انگیزه می كردید؟
آیا در زندگی اهداف متفاوتی را در پیش گرفته اید؟
چه چیزی مانع انجام كار دلخواهتان می شود؟
انگیزه توسط خود ما ایجاد می شود. سطح انگیزه ی ما هم، تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر استرس، اضطراب و افسردگی قرار می گیرد، همچنین می تواند علتی برای آنها باشد. انگیزه با ایجاد یك سری از اهداف و تعیین روش های مناسب برای رسیدن به آن شروع می شود. عوامل زیر در ایجاد انگیزه دخیل هستند:

هدف گزینی
انتظارات
رغبت
محیط
پاداش (تشویق
(

بنابراین مایلید از كجا شروع كنید...؟

عبارات مثبت را درباره ی خودتان به كار ببرید. نسبت به چیزهایی كه به خودتان می گویید آگاه باشید. عبارات و جملاتی نظیر: «من باید این كار را انجام دهم» می تواند استرس را زیاد كند. به همین منظور عبارت «من می توانم این كار را انجام بدهم» به كار ببرید و یا به جای عبارت «من لازم است كه این كار را انجام دهم» عبارت «من مایلم این كار را انجام دهم» به كار برید.
خودتان را تشویق كنید
. تغییرات كوچك خوب هستند. موفقیت هایتان را یادداشت كنید و پیشرفتی را كه داشته اید، بازنگری كنید. دیدن پیشرفت هایتان به نوبه ی خود عاملی است در ایجاد انگیزه. نسبت به خودتان مهربان باشید.
از تجسم (تصویر سازی ذهنی) استفاده كنید
. برای مثال زمانی را تجسم كنید كه شما واقعاً خودتان را با انگیزه احساس می كردید. چه چیزی فرق كرده است؟ آن تفاوت ها را باز شناسید.
ببینید چگونه افكار و احساساتتان، برانگیزه ی شما تأثیر می گذارد
.در مواجهه با برخی از موقعیت ها ما به شیوه ای عكس العمل نشان می دهیم كه مبتنی بر نظام افكار یا باورهایمان می باشد. شیوه ی پاسخگویی ما به مسایل، عكس العمل ها یا احساساتی را در پی دارد كه همین عكس العمل ها و احساسات سطح انگیزه ما را تحت تأثیر قرار می دهند. آگاهی یافتن از علت و چگونگی واكنش هایمان به برخی رویدادها، اولین گام در درك این واقعیت است. اگر همچنان در ارتباط با موارد مطرح شده دچار مشكل هستید، مطالعه كتاب های موجود و صحبت و مشورت با یك مشاور می تواند روشی كارآمد برای بررسی دقیق تر موضوع باشد.

بهترین فرصت...


مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیرد کشاورز گفت پسرجان برو در آن قطعه زمین بایست من سه گاو نر را یک به یک آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این سه گاو را بگیری می توانی با دخترم ازدواج کنی مرد جوان در مرتع به انتظار اولین گاو ایستاد در طویله باز شد و قویترین و خشمگین ترین گاوی که تاحالا دیده بود به بیرون دوید فکر کرد گاوهای بعدی گزینه بهتری خواهند بود پس به کناری دوید تا گاو از مرتع بگذرد و از در پشتی خارج شود دوباره در طویله باز شد باورنکردنی بود!در تمام عمر چیزی به این بزرگی و درندگی ندیده بود گاو با سم به زمین می کوبید خرخر می کرد جوان بار دیگر با خود فکر کرد گاو بعدی هر چیزی هم که باشد از این بهتر خواهد بود به سمت حصارها دوید و گذاشت گاو دوم نیز از مرتع عبور کند برلای بار سوم در طویله باز شد لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شداین ضعیفترین کوچکترین و لاغرترین گاوی بود که تو عمرش دیده بود این گاو برای مرد جوان بود!درحالی که گاو نزدیک میشد در جای مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روی گاو پرید دستش را دراز کرد...اما گاو دم نداشت ...!
زندگی پر از فرصتهای دست یافتنی است بهره گیری از بعضی فرصتها ساده است و بعضی مشکل.اما زمانیکه یهشون اجازه می دیم رد بشن و بگذرن معمولاَ در امید فرصتهای بهتر در آینده این موقعیتها شاید دیگه موجود نباشند برای همین همیشه اولین فرصت رو بچسب!!!


منبع:مجله زن روز.شماره2188.تیرماه1388.


قدرت ضمير ناخودآگاه


قدرت ضمير ناخودآگاه خود را درک کنيد؛ اگر واقعاً قصد داريد که در زندگي

خود به موفقيت و کاميابي دست پيدا کنيد، بايد بدانيد که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار مي کند و از خود واکنش نشان مي دهد. بايد به اين امر اعتقاد داشته باشد که هيچ گاه براي دست يابي به روياها و آرزوها دير نيست.

"هيچ گاه براي تبديل شدن به آن فردي که مي خواهيد، دير نيست." جرج اليوت

مغز انسان به دو قسمت تقسيم مي گردد: خودآگاه و ناخودآگاه. شايد تا کنون بارها از زبان دانشمندان شنيده باشيد که افراد تنها از 10% ذهن خودآگاه خود استفاده مينمايند. بايد توجه داشت که ضمير ناخودآگاه بسيار بزرگ تر و نيرومند تر عمل مي کند و در حدود 90% ديگر از واکنش هاي ذهني ما را نيز همين قسمت تحت کنترل خود دارد. آيا مي دانيد ممکن است در زندگي شما چه اتفاقاتي روي دهد اگر بتوانيد به طور کامل از ضمير ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنيد؟ بله مي توانيد از قدرت جادويي آن براي پيشبرد و ارتقاي زندگي خود بهره بگيريد.

عملکرد ضمير ناخودآگاه

ضمير ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه مي دارد. هر چيزي را که در زندگي خود با حواس پنجگانه مان احساس مي کنيم ، تمام چيزهايي را که مي بينيم، مي شنويم، حس مي کينم، مي چشيم و بو مي کنيم براي تحليل و بررسي هاي آتي به ذهن فرستاده مي شوند و در قسمت ضمير ناخودآگاه ما ذخيره خواهد شد.

در اين قسمت از ذهن، نوعي مرجع کامل پيرامون کليه وقايع زندگي ما درست مي شود. فرض کنيد شما يک تجربه منفي را در زندگي خود بدست آورده باشيد، در اين شرايط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد. اگر در هر زمان ديگري با يک چنين رويدادي به طور مجدد در زندگي خود مواجه شويد، ضمير ناخودآگاه به طور اتوماتيک آن خاطره منفي را به ياد مي آورد و فوراً احساسات، تصاوير و خاطرات مشابه را به ذهن مي فرستد. کليه خاطرات گذشته را به ياد شما مي آورد و به شما آموزش مي دهد که چگونه مي توانيد با در نظر گرفتن کليه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهيد.

يک نمونه مناسب که مي توان در اين زمينه مطرح کرد، مثال همان کتري پر از آب در حال جوشيدن است. اگر دست شما يک مرتبه با کتري بسوزد در ذهن شما حک ميشود که کتري داغ بوده و مي تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسيب وارد سازد. اگر يک چنين قابليتي را نداشتيم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه ميداديم.

ضمير ناخودآگاه اين قابليت را دارد که در آن واحد کارهاي متفاوت را انجام داده و واکنش هاي بيشماري را بررسي کند. در عين حال شما مي توانيد راه برويد، تنفس کرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و ... کليه اين وقايع در ذهن فرد ثبت مي شود.

لازم به ذکر است که ذهن انسان به صورت 24 ساعته در حال فعاليت مي باشد، يکسره و بدون توقف و استراحت.

يکي ديگر از نمونه هاي بارز ضمير ناخودآگاه، رانندگي است. زمانيکه شما در حال رانندگي هستيد، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمي کنيد و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمي دهيد، بلکه همه کارها به صورت اتوماتيک وار انجام مي شوند، شما فقط رانندگي مي کنيد.

نکته مثبتي که در مورد ضمير ناخواگاه وجود دارد اين است که ما را قادر مي سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملي کنيم. مي توانيد ذهن خود را طوري برنامه ريزي کنيد که سبب موفقيت شما در تمام عرصه هاي زندگي گردد.

کليه افکار، رفتار، و تجربياتي که از طريق ذهن خوآگاه درک مي گردند، در ضمير ناخودآگاه شما ثبت و ضبط مي شوند، اما نکته جالبي که بايد در اين زمينه به خاطر داشت آن است که ضمير ناخوآگاه هيچ گونه تفاوتي ميان واقعيت ها و تصورات ذهني فرد قائل نمي شود. براي ضمير ناخودآگاه فرد محدوديتي در زمينه زمان و مکان وجود ندارد.

يکي از بهترين تکنيک هايي که از طريق آن مي توانيد ضمير ناخودآگاه خود را برنامه ريزي کنيد، اين است که موفقيت را در ذهن خود به تصوير بکشيد. اين کار به شما کمک مي کند تا بتوانيد به صورت خودآگاه جذب چيزهايي بشويد که آنها را ميخواهيد. به اين منظور مي بايست تصاويري را که برايتان خوشايند هستند در ذهن خود مجسم کنيد. اين تجسم هم شامل احساسات شما مي شوند و هم افکارتان.

فکر کردن به چيزهاي خوب و مثبت همچنين مي تواند ضمير ناخودآگاه رادر رسيدن به موفقيت ترغيب کند. شما اين قدرت را داريد که افکار خودتان را انتخاب کنيد. بايد نسبت به چيزهايي که فکر مي کنيد، آگاه بوده و آنها را به طور کنترل تحت کنترل خود در آوريد. به هر چيزي که فکر مي کنيد، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده مي شود و ضمير ناخودآگاه نيز آنرا به عنوان يک حقيقت مي پذيرد. هيچ گاه به خودتان نگوييد که: "من شکست مي خورم"، "توانايي انجام اين کار را ندارم"، و يا "قابليت انجام چنين کاري را ندارم"؛ چراکه ضمير ناخودآگاه به سرعت آنرا باور کرده و به عنوان يک حقيقت آنرا مي پذيرد.

بايد به ضمير ناخودآگاه خود آموزش دهيد که فقط به موفقيت، شادي، کاميابي، و سلامت و عشق فکر کند.

با استفاده از ضمير ناخودآگاه خود مي توانيد موفقيت، ثروت، شغل مناسب، خانه زيبا، ماشين دلخواه، و هر چيز ديگري را که فکرش را بکنيد به زندگي خود وارد کنيد. ميتوانيد جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنيد. زماني هم که آنها را تکرار مي کنيد، در ذهن خود به تصوير بکشيد و آنها راحس کرده و لذت ببريد.

ما با قدرت و نيروي خاصي که در ضمير ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنيا مي گذاريم. فقط بايد ياد بگيريم که چگونه مي توانيم تا بيشترين حد از آن استفاده نماييم.

اگر شما تمايل شديدي به موفقيت داشته باشيد، مي توانيد قدرت، نيرو و توان ضمير ناخودآگاه خود را به منصه ظهور برسانيد.


نامه ی آبراهام لینکلن به آموزگار فرزندش


به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد.

به او بیاموزید که هرگز حسد نورزد.

به او نقش و تاثیر شگرف و مهم خندیدن را یاداوری کنید.

به او نقش مهم کتاب در زندگی را آموزش دهید.

به فرزندم بیاموزید به ازای هر انسان ناپاک ؛انسانهای صادقی هم وجود دارند.

به او بیاموزید که هرگز از اشک ریختن خجالت نکشد.

به فرزندم بیاموزید در مدرسه بهتر است مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد.

به او بیاموزید که به اعقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه در خلاف جهت او حرف بزنند.

به او یاد بدهید که همه ی حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست میرسد انتخاب کند.

به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق میداند پای حرفش بایستد و با تمام قوا بجنگد.

منبع:مجله ی موفقیت


فعاليت هاي گروهي

امروزه فعاليت هاي صحيح گروهي يكي از عوامل اصلي موفقيت در پيشبرد اهداف جامعه خصوصاً محيط دانشگاه ها مي باشد.
در دنياي امروز، كار تيمي روز به روز اهميت بيشتري پيدا مي‌كند و تيم‌هاي كاري بيشتري تشكيل مي‌شوند. تيم، مجموعه‌اي از افراد است كه هريك مسووليت‌هاي خاصي را براي رسيدن به اهداف گروه به عهده دارند. وظيفه ما و شما به عنوان عضوي از يك تيم اين است كه سهم خود را بهترين وجه انجام دهيم و با اعتماد به يكديگر، تعهد، مسووليت‌پذيري و توجه به اهداف، تيم خود را براي رسيدن به اهداف نهايي‌اش به جلو برانيم

دوران كنوني، دوران تخصص‌هاي متفاوت است. يك اتوبوس به دره سقوط مي‌كند، دو تيم نجات دست به كار مي‌شوند، يكي از واحد آتش‌نشاني و ديگري پليس راه. به محض ورود، هر كدام از دو تيم براي اقدام به عمليات نجات با يكديگر كشمكش مي‌كنند. پرسش اين است كه چرا در حالي كه مسافران اتوبوس در شرايط ناگواري به سر مي‌برند، اين دو گروه جر و بحث مي‌كنند؟

گروهي از محققان قرار است روي طرحي كار كنند. بعضي از اعضا نتايج مطالعات و تحقيقات خود را از ديگران پنهان مي‌كند تا در شرايط مناسب هرگونه موفقيتي را تنها به نام خود ثبت كند. عده‌اي كنار مي‌نشينند و منتظر مي‌مانند تا ديگران كار را انجام دهند و تنها به مطرح شدن نام خود در فهرست محققان مي‌انديشند. نتيجه پژوهش چيزي جز يك‌سري اوراق پراكنده كم‌ارزش نيست. گروه محققان به ارائه آمار كاري بسنده مي‌كنند. تيم پس از مدت كوتاهي متلاشي مي‌شود. چرا اين محققان به رغم مراتب بالاي علمي نمي‌توانند با هم همكاري خوبي داشته باشند؟

چند جوان براي انجام يك فعاليت اقتصادي با يكديگر دست به كار شده‌اند. اما مدت‌ها پس از تشكيل تيم، هنوز پيشرفت خوبي حاصل نشده است. هريك از اعضا ساز خودش را مي‌زند و هر كس تنها به سود شخصي خود مي‌انديشد. تيم تجاري سرانجام با ضررهاي مالي زيادي ورشكست مي‌شود. چرا؟

اين‌ها نمونه‌هايي از نتايج فاجعه‌آميز عدم همكاري حرفه‌اي است كه شما مي‌توانيد امثال آن را در گوشه و كنار بيابيد

تربيت دوران كودكي و تكاليف درسي در مدارس ما به گونه‌اي است كه رفتارهاي فردي را تقويت مي‌كنند. كودكان ما مي‌آموزند براي بهترين بودن با يكديگر رقابت كنند. تكاليف درسي و بازخوردهاي دوران مدرسه اغلب به گونه‌اي نيست كه كار تيمي و گروهي را در دانش‌آموزان تقويت كند و آن‌طور كه مدير شبكه «ارزش‌آفرينان خلاق» مي‌گويد: «آنچه ما در سازمان‌ها مي‌بينيم اين است كه افراد بلد نيستند كار تيمي انجام دهند و لذا سازمان با مشكلات زيادي رو‌به‌روست ».

ادامه نوشته

كدامیك را سوار مي‌كنيد ؟!

يك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود :

شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند.

يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد :

پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ....

ادامه نوشته

افكار مثبت

لزوم داشتن افكار مثبت در زندگي

یکی از بارزترین نمونه‌هایی که اثر فکرها و اندیشه‌های نامطلوب را در کار و زندگی نشان می‌دهد، داستان خلبان «کارل والندا» است.
این فرد، سال‌ها با موفقیت، پروازهای مختلف هوایی را انجام داده بود و یک‌بار هم به شکست فکر نکرده بود.
او همواره پروازهایش را با شایستگی و توفیق کامل، انجام می‌داد.
روزی از روزها به همسرش اطلاع داد که گاهی فکرهای منفی در مورد پروازهایش به ذهنش هجوم می‌آورد و او را می‌آزارند و گفت: «حتی یک‌بار، خود را در حال سقوط هواپیما دیده است.» همسرش او را دلداری داد که ناراحت نشود و از او خواست این فکرها را از سرش بیرون کند و دیگر حتی برای یک لحظه هم به سقوط فکر نکند.
او با وجود توصیه‌های همسرش، فکرهای منفی مربوط به سقوط هواپیما را از ذهنش ریشه‌کن نکرد و حتی چند بار دیگر، منظره‌ی سقوط هواپیما را در ذهنش مجسم کرد.
از آنجا که فکرها و اندیشه‌های انسان، اثر مستقیمی در روحیه دارند و روحیه نیز ارتباط تنگاتنگ و نزدیکی با کارها و رفتارهای انسان دارد، تنها سه ماه بعد از اینکه موضوع را به همسرش گفته بود، هواپیمایش سقوط کرد و جانش را در این حادثه از دست داد!
در بررسی علت‌های بروز این حادثه، می‌توان گفت: «او به‌طور مداوم یک تصویر یا پیام را به سیستم عصبی خود منتقل می‌کرد و در نتیجه، روحیه‌اش تحت تاثیر یک فرمان عصبی تقویت شده، قرار گرفت و آن را بی‌چون و چرا اجرا کرد!
فکرهای او راهی تازه به مغزش نشان داد و سرانجام مغز او همان راه را طی کرد!
کارها و رفتارهای ما تحت تاثیر روحیه‌ی ما هستند و روحیه‌ی ما برانگیخته از فکرها و اندیشه‌های ماست. اگر بخواهیم عملکردی مثبت و سازنده داشته باشیم، باید از روحیه‌ای قوی و نیرومند برخوردار باشیم.
زمانی دارای روحیه‌ی خوبی خواهیم بود که در سراسر فضای ذهنی‌مان، فکرها و موج‌های مثبت، تراوش کنیم. در واقع، ذهن‌مان را به بوستان رنگارنگی تبدیل کنیم که گل‌های تازه‌ی آن را فکرها و اندیشه‌های روشن و متعالی تشکیل می‌دهند!