استفاده از نظریههای علوم تربیتی در تدوین كتابهای درسي

مهمترین نظریههایی كه در تدوین كتابهای درسی مورد استفاده قرار میگیرد عبارتند از:
1- نظریه رشد شناختی پیاژه
2- نظریه یادگیری معنیدار آزوبل
3- نظریه یادگیری اجتماعی ویگوتسكسی
4- نظریه هدفهای رفتاری بلوم
5- نظریه یادگیری مبتنی بر «ساختگرایی»
6- نظریه یادگیری اكتشافی برونر
ý نظریه رشد شناختی پیاژه
طبق نظریه رشد شناختی پیاژه، فراگیرندگان زمانی به فراگیری یا تعامل با محیط انگیزه می یابند که مطلب مورد نظر به نحوی بتواند در رفع نیازمندیهایشان اثرگذار باشد. بنابراین مواد آموزشی و محتوا باید انگیزشآفرین باشند. آموزش باید بر محور فعالیتهای فراگیرندگان تدوین گردد. فراگیرندگان باید فرصت فعالیت داشته باشند و با به خدمت گرفتن ابزارها برای رسیدن به اهداف خود همت کنند.
روش آموزشی پیاژه بر یادگیری «اکتشافی» و «استقرایی» متمرکز است. در این روش دانشآموزان شخصاً به کشف مفاهیم و اصول علمی میپردازند و به آنها فرصتی داده میشود تا لذت درونی ناشی از تجربه اول را بچشند و به سمت یادگیری سوق داده شوند. پیاژه معتقد است كه فراگیر در جریان یادگیری به دانش خود شکل میدهد و آن را بنا مینهد. بر همین اساس در شکلگیری برنامههای درسی به ویژه در مرحله سازماندهی محتوا و روشها باید فرصتهایی را ایجاد کرد که در آنها ساختهای شناختی دانشآموزان توان ظهور و تغییر پیدا کند. اینگونه برنامهها باید شرایطی را فراهم آورند که شاگردان به تمرین «عملیات ذهنی» و «عینی» خودجوش بپردازند.
فرایندهای فکری افراد در سنین مختلف متفاوت است. به همین سبب به نوع تفکر و استدلال افراد در سنین مختلف و در مراحل رشد سنی به هنگام ارائه محتوا و مطالب آموزشی و به کارگیری روشهای متناسب و منطبق بر ویژگیهای ادراک در هر مرحله موفقیتهای فرایند یاددهی را تضمین میکند.
ý نظریه یادگیری معنیدار آزوبل
بنابر نظریه یادگیری معنادار آزوبل، محتوای درسی باید ابتدا به گونهی کلی و انتزاعی، مفاهیم و مطالب مورد آموزش را ارائه کند و سپس از طرح کلیات و اصول جامع و انتزاعی به تدریج به طرح و ارائه مطالب جزئی و وابسته و فرعی بپردازد (شیوه سازماندهی كل به جزء). در ارائه طرحهای کلی و مسائل اساسی مربوط به موضوع مورد یادگیری، «پیش سازمان دهندهها» چارچوب فکری برای استقرار اطلاعات بعدی و دانش نو در زمینه مورد یادگیری را فراهم میکنند. هر اندازه معلم بیشتر و بهتر بتواند وسیله ارتباط دانش نو با مطالب آموخته شدهی قبلی را فراهم کند و یا آنکه رابطهی بین مطالب قبلی و جدید را روشن و صریح سازد، قابلیت یادگیری را بیشتر و بهتر افزایش خواهد داد.
نویسندگان كتابهای درسی برای بهرهمندی از نظری یادگیری معنادار آزوبل، در ابتدای هر فصل سرفصلها و مطالب مهم آن فصل را ارایه كرده و با تصویر، پرسش و یا موضوعی انگیزاننده، آن فصل را شروع میكنند. همچنین برای ارتباط دادن مفاهیم جدید به مفاهیم آموخته شده قبلی، تلاش میشود تا از طریق ارایه خلاصه مفاهیم قبلی و یا پیش سازماندهندهها، به اریهی مفاهیم جدید بپردازند.
ý نظریه یادگیری اجتماعی ویگوتسکی:
«ویگوتسكی»معتقد است كه برای اتخاذ رویكرد فعال و افزایش كارایی یادگیری، باید دانشآموزان با یكدیگر و نیز سایر افراد مرتبط با موضوع یادگیری به تعامل بپردازند. وی معتقد است كه میزان یادگیری دانشآموزان از یكدیگر در مقایسه با میزان یادگیری از معلم و كتاب درسی بیشتر است. یادگیری اجتماعی یا مشاركتی كه اساس نظریه ویگوتسكی را تشكیل میدهد، بیانگر بنا کردن دانش و مفاهیم به صورت اجتماعی و همراه با دیگران است. طبق این نظریه، دانش و مفاهیم تا حد زیادی بار اجتماعی داشته و نمیتوان آنها را به طور انفرادی بنا کرد. انسانها از راه گفتگو با هم بهتر به مفاهیم پی میبرند.
یكی از شیوههای بهرهمندی از نظریه یادگیری اجتماعی ویگوتسكسی، گروهبندی كردن دانشآموزان و ارایه فعالیتهای گروهی در كتابهای درسی است. بر طبق این نظریه دانشآموزان از یكدیگر و نیز محیط اطراف خود بیشتر از معلم یاد میگیرند. بنابراین با تشكیل گروههای كوچك دانشآموزی و ارایه مفاهیمی مرتبط با فعالیتهای گروهی در كتابهای درسی برای فعالیت دانشآموزان، میتوان به یادگیری آنها كمك كرد.
ý نظریه یادگیری بنیامین بلوم:
برای بهرهمندی از نظریه طبقهبندی هدفهای رفتاری بنیامین بلوم، لازم است تا به طبقهبندی این اهداف در سه حیطه «شناختی»، «عاطفی» و «روانی- حركتی» اشاره كرد. اما از آنجایی كه اهداف رفتاری حیطه شناختی از اهمیت و توجه ویژهای برخوردار است، لذا در این بخش فقط به معرفی اهداف حیطه شناختی بسنده میگردد.
هدفهای حیطه شناختی، بر یادگیری یا بازسازی آنچه که آموختن آن ضروری است، تاکید دارد؛ مانند حل مسئله که برای این کار فرد باید ابتدا مسئله اصلی را تشخیص داده و سپس مطالب داده شده را مرتب کند و با نظریهها، روشها و الگوهایی که یاد گرفته است، آن را حل نماید. به زبان ساده هدفهای شناختی با آنچه که باید فراگیر بداند و بفهمد، سر و کار دارد.
بر اساس طبقه بندی بلوم، هدفهای رفتاری شناختی شامل شش سطح به شرح زیر می باشند:
1. «دانش»
2- «فهمیدن»
3. «به کار بستن»
4. «تجزیه و تحلیل»
5. «ترکیب»
6. «ارزشیابی»،«قضاوت»
بنابراین در تدوین كتابهای درسی باید مطالب به نحوی سازماندهی شود كه دربرگیرنده هر شش سطح از هدفهای رفتاری شناختی بلوم باشد.
ý نظریه یادگیری ساخت گرایی:
طبق نظریه ساختگرایی، نمیتوان علم و دانش را از شخصی به شخص دیگر منتقل كرد. دانش باید به طور فعالانه توسط فراگیرندهی آن در طول تعامل با محتوا و محیط آموزشی ابداع و تولید گردد. چنین اظهاراتی به طور سربسته نشان دهنده آن است كه ذات و نوع محتوا و محیط آموزشی به اندازه خصوصیات و ویژگیهای فراگیرنده دانش اهمیت دارد. این نظریه معمولاً نقش فعالی برای یادگیرنده در نظر گرفته و معتقد است:
«به جای آنکه دانشآموز فقط بشنود، بخواند و به حل تمرینهای کاملاً تکراری و عادی بپردازد، باید بحث و گفتگو کند، فرضیه بسازد، تحقیق و طراحی کند و دیدگاههای دیگران را دریافت دارد».
ساختگرایی فرض را بر این میگذارند که دانشآموزان، خود باید دانش را خلق کنند یا دوباره پدید آورند. این کافی نیست که فقط یادگیرنده در وضعیت فعال قرار گیرد؛ بلکه باید معلم هدایت و راهنمایی او را بر عهده گرفته و به او کمک کند تا نظریههای علمی و دیدگاهها و چشم اندازهای تاریخی و ... را دوباره کشف کند.
به جهت بهرهمندی از نظریه ساختگرایی در تدوین كتب درسی، لازم است تا فعالیتهایی در كتابهای درسی مبتنی بر كاوشگری در نظر گرفته شود تا دانش آموزان با كمك معلم و در قالب فعالیتهای گروهی به انجام آنها همت گمارده و دانش علمی خود را عمق بخشند.
ý نظریه یادگیری اکتشافی برونر:
به اعتقاد برونر ارائه محتوای كتابهای درسی در قالب یک موقیت نامعین و توأم با بهت زدگی، نوعی احساس خلاء فکری در فراگیر به وجود میآورد. همین احساس او را به تلاش برای تبدیل موقعیت نامعین به یک موقعیت معین و در نهایت حل مسئله سوق میدهد. در پایان فراگیر به تحلیل مراحل حل مسئله و کشف روابط میان عناصر آن میپردازد. عمل اکتشاف در فرآیند حل مسئله موجب میشود که فرد از اتکا به پاداش بیرونی به سوی تقویت درونی تغییر جهت دهد.
در برنامه های درسی مبتنی بر اکتشاف و حل مسئله، بر «مهارتهای یادگیری» و تربیت فردی «مبتکر» و خلاق تأکید میشود. کوشش برنامههای درسی مبتنی بر اکتشاف این است که فراگیر جدا از کسب اطلاعات مورد نیاز، بتواند چگونه آموختن و چگونه فکر کردن را بیاموزد. مهارتهای تفکر و یادگیری بسیار متنوع اند. مهارتهایی چون «مفهوم سازی»، پردازش داده ها، «قضاوت» و فرق گذاشتن میان پدیدهها، «تحلیل کردن»شخیص و کشف رابطه میان «متغیرها»،«تفسیر کردن » از جمله مهارتهای تفکر هستند که باید در جریان شکلگیری محتوای برنامه درسی و روشهای تدریس مربوط به آن مورد توجه برنامهریزان درسی و معلمان قرار گیرد. فرآیند حل مسئله همراه با اکتشاف به راحتی میتواند هر یک از تواناییها و مهارتها را در فراگیران تقویت نماید.
بر وفق نظریه برونر میتوان اصول مشروح در زیر را برای سازماندهی كتابهای درسی پیشنهاد کرد:
مواد آموزشی درست بر اساس رشد ذهنی فراگیران تنظیم شود.
فراگیران از راه دست یابی به روابط میان رخ دادها و حل مسایل برانگیخته شوند.
مواد آموزشی از ساده به پیچیده و با «توالی» مناسب (ارتباط طولی و عرضی مناسب) ارائه گردند.
اساس فعالیتهای آموزشی بر محور فعالیت فراگیران باشد.
تلاش شود تا مواد آموزشی که در بر گیرنده یک سلسله روابط بین پدیدهها و رخدادها است، از سوی فراگیر به رمزهای مشخصی تبدیل شوند و در ساخت شناختی جای گیرند.
منابع:
1. بدریان، عابد (1385)، مطالعه تطبیقی استانداردهای آموزش علوم در كشورهای مؤفق و ایران، (طرح پژوهشی)، به سفارش سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی.
2. علم برای همه آمریكاییها، مولفههای سواد علمی، پروژه 2061 ، (NRC, 1996).
3. مجید رحمانی-majid-1350.mihanblog.com